22 10 2011  |  موضوع: مصاحبه به زبان انگلیسی  |  محل انتشار: سایت اورسام (انگلیسی و ترکی) و سایت روز (ترجمه فارسی)  |  نسخه چاپ  

راز موفقیت ترکیه همگرایی سنت و مدرنیته است


image

فرخ نگهدار، تحلیل گر و فعال سیاسی ایرانی، در این مصاحبه ارزیابی خود را پیرامون اوضاع جاری سیاسی در ایران و چشم انداز انتخابات پیش رو و تاثیرات بهار عربی بر ایران و رویکرد ایران در قبال آن و بازتاب این رویکرد در جوامع عرب، و نیز درباره تغییرات اخیر در سیاست منطقه ای
ترکیه ارایه می دهد. او می گوید "ترکیه موفق شده است شکاف میان بخش های مدرن و محافظه کار در جامعه را کاهش دهد. اگر ایران بخواهد با ترکیه بر سر رهبری منطقه ای رقابت کند باید تغییراتی مشابه را بپذیرد"

اورسام: در باره انتخابات پیش روی مجلس چه می توان گفت؟ پروژه های سیاسی، اهداف برنامه ای و نحوه رفتار گروهبندی های سیاسی جدیدا تشکیل شده در درون نظام کدامند؟

نگهدار: انتخابات پیش رو اولین انتخاباتی است که در آن نیمی از نیروهای درون نظام حذف می شوند و حق مشارکت پیدا نمی کنند. بعد از انتخابات منازعه برانگیز 2009 نیمی از ستون های نگاهدارنده نظام حذف و از دسترسی به قدرت و رسانه های عمومی محروم شده و زیر سرکوب شدید قرار گرفتند. حکومت اکنون تصمیم گرفته است که انتخابات را بدون بخش رفرمیست برگزار کند. رقابت این بار فقط میان محافظه کاران جریان خواهد یافت.
برخورد میان محافظه کاران نوین و محافظه کاران سنتی حاد و سخت خواهد بود. آنها به طور کامل دو شقه شده اند. یک شقه خود را جبهه پایداری نامیده و آیت الله بنیادگرای مشهور، مصباح یزدی، در راس آن قرار گرفته است؛ مشهور نه به دلیل مرتبت عالی مذهبی، بلکه به دلیل داشتن دیدگاه های رادیکال و نفرت اش از دموکراسی. کسانی که از حمایت می کنند همان هایی هستند که فعالانه علیه جنبش سبز عمل کردند. کسانی که یونیفورم ندارند و شخصی هستند و در تظاهرات و راهپیمایی های سبز مردم را مورد حمله قرار می دادند. آنها خیلی تهاجمی و خشن هستند. آنها مدعی اند که "ما بودیم که دشمن (سبز) را خرد کردیم. اصلاحات در اسلام بی معناست. ما مسلمانانی خالص تر دیگر اصول گرایان هستیم."
اصول گرایان اصیل (قدیمی) خیلی به کسانی که در مصر "اخوان المسلمین" نامیده می شوند شباهت دارند. آنها شاخه ای از سنت گرایان هستند. آنها همواره پایه و پایگاه اجتماعی معین، هرچند رو به کاهش، داشته اند. آنها همواره خالصانه حامی رهبر کشور، آیت الله خامنه ای، جمع بوده اند. با این همه جبهه پایداری مدعی است که آنها از همه به رهبر نزدیک ترند. چون که اعتقاد آنان به امر رهبری در اسلام قوی تر است، چونکه مخالفاتشان با رفرم سخت تر است، چونکه آنها خیلی فعالانه تر علیه رفرمیست ها جنگیدند.
رهبر صوری محافظه کاران سنتی، رئیس مجلس خبرگان، آیت الله مهدوی کنی، جبهه پایداری را "افراطی" می داند. ظاهرا او اعتقاد ندارد که سرکوب رفرمیست ها یک "راه حل" است. او می گوید اگر آنها را نگذاریم به قدرت راه یابند کافیست و زندان کردن آنها لازم نیست. باید بگذاریم آنها در کشور زندگی کنند و حرف بزنند. این که آنها را سرکوب کنیم نشانه فهم بهتری از اسلام یا دفاع بهتر از منافع جمهوری اسلامی نیست.
اگر اوضاع به همین روال ادامه یابد محتمل ترین نتیجه برتری جبهه پایداری است. آنها پارلمان را هم به دست خواهند آورد. با این همه احساس نیرومندی بین مردم وجود دارد که اگر افراطیون دست بالا پیدا کنند جامعه واکنش دشواری خواهد داشت. شخصا معتقدم که در صورت وقوع این تحول، ایران وارد یک مرحله ثبات و بدون مبارزه قدرت نخواهد شد.
پروژه سیاسی این محافظه کاران جدید حتی برای میان مدت هم ماندگار نیست. در کوتاه مدت ممکن است این ها دست بالا پیدا کنند اما فکر نکنم بتوانند قدرتشان را تحکیم کنند یا در کشور امنیت و ثبات به وجود آورند.

اورسام: شما به جنبش سبز اشاره کردید که بعد از انتخابات قبلی سرکوب شد. چه بر سر جنبش سبز آمد. حالا وضع آن چگونه است؟

فرخ نگهدار: حضور خیابانی جنبش سبز فعلا با زور متوقف شده اما حس مردم دست نخورده و نیرومندتر باقی مانده است. مطالبه برای تغییر از آن زمان تا کنون تشدید و حمایت از ایده آل های سبز حالا حتی قوی تر است. به یاد داشته باشید که انتخابات ریاست جمهوری اخیر، که در آن دست کاری شد، فقط در پایتخت، تهران، مطابق آمار دولتی 63 درصد رای دهندگان به موسوی، رهبر سبز، رای دادند. این رای دهندگان جایی نرفته اند تغییر عقیده هم نداده و نومید هم نشده اند. آنها فقط منتظر وضعی هستند که بتوانند صدایشان را بلند کنند. انتخابات در تمام دوره های پس از انقلاب هم روی سیاست های حکومت و هم روی روانشناسی مردم، روی آگاهی سیاسی ایرانیان، همیشه تاثیرات فوق العاده نیرومند داشته است. اما تاثیرات آخرین انتخابات واقعا شگفت انگیز بود.

اورسام: تاثیر آنی انتخابات پارلمانی آتی روی جامعه مدنی در سطح کشور چه خواهد بود؟ مردم چه واکنشی خواهند داشت اگر جبهه پایداری موفق شود؟

فرخ نگهدار: در این انتخابات 290 عضو پارلمان انتخاب می شوند. این یعنی در هر استان، در هر شهر بزرگ و کوچک یک صندوق رای و نامزدهایی خواهند بود که برای گرفتن رای از مردم به آنها مراجعه می کنند.

در انتخابات پارلمان یک تفاوت بین وضعیت در کلان شهرها و سایر شهرها وجود دارد. در 6 شهری که بیش از 1.5 میلیون جمعیت دارند، و مجموعا نزدیک به نیمی از جمعیت صاحب رای را در بر می گیرند، انتخابات بیشتر سیاسی، دو قطبی است و واکنش مردم تا حد زیاد به تصمیم رهبران سیاسی ناراضی مربوط است. تا کنون هیچ یک از این رهبران مردم را به حضور در انتخابات دعوت نکرده اند.
در بیش از 200 حوزه انتخابی دیگر فعالیت انتخاباتی بیشتر حول مسایل محلی دور می زند و به طور قابل ملاحظه ای تحت تاثیر گروه بندی های محله ای، قومی، طایفه ای، فامیلی و از این قبیل است. همیشه رقابتی تند میان آنان وجود داشته است. برای مردم این انتخابات مثل همیشه یک فرصت بی نظیر است که جلو بیایند و در باره نیازهاشان و مطالباتشان (از جمله در باره پل، جاده، مدرسه، بیمارستان، اقتصاد محلی و وضعیت ادارات و غیره حرف بزنند. انتخابات پارلمانی همواره فصل مناسبی برای طرح درخواست های مدنی و محلی بوده است. فکر نکنم در حوزه های انتخاباتی - به جز در کلان شهرها - این بار وضعیت با دفعات قبل خیلی تفاوت داشته باشد.
از آنجا که به احتمال قوی اصلاح طلبان از مشارکت در انتخابات محروم خواهند ماند میزان مشارکت در شهرهای بزرگ بشدت افت خواهد داشت. کاهش در سایر نقاط هم قابل پیش بینی است اما نه کمتر 45 یا 50 درصد.

اورسام: پی آمدهای انتخابات بر وضعیت سیاسی را چگونه می بینید؟
فرخ نگهدار: اگر وضع به همین ترتیبی باشد که هست، یک بخش دیگر از حکومت از قدرت به زیر کشیده خواهد شد. حذف ها و رودررویی های بیشتری در راه است.
بازی هنوز تمام نشده. فعلا زمان به سود تقویت محافظه کاران قدیمی و اصلاح طلبان در حکومت حرکت نمی کند. اما هنوز چالش های عمده ای در راه است. در حال حاضر چنین به نظر می رسد که جبهه پایداری دارد با تکیه بر زور پیش می تازد تا چیزهایی را که می خواهد به دست آورد.
باید به خاطر بسپارید که جبهه پایداری چنین وانمود می کند که از رئیس جهمور احمدی نژاد و رئیس دفترش، آقای رحیم مشایی، فاصله گرفته اند. با این همه روشن نیست که این فاصله گیری تا چه حد حقیقی است. جبهه پایداری در مجموع بسیار از نظر سنی خیلی جوان تر از گارد قدیمی اصول گرا (محافظه کاران سنت گرا) است. آنها سازمان یافته تر و پر تحرک ترند و با اعتماد به نفس بیشتری حرکت می کنند.

اورسام: چرا جبهه پایداری سعی می کند از احمدی نژاد فاصله بگیرد؟

فرخ نگهدار: به خاطر این که احمدی نژاد و رئیس دفترش آقای مشایی و نزدیک ترین حلقه دوستان ایشان ظاهرا خیلی مشتاق هستند که برای دوره سوم هم سر کار باشند و نوعی "مدل روسی" در ساختار قدرت سیاسی در ایران درست کنند. محافظه کاران قدیمی، که او را به قدرت رساندند، با این فکر موافق نیستند و تقریبا تمام اطرافیان رئیس جمهور را با بر چسب "گروه انحرافی"، به سرکردگی آقای مشایی، معرفی می کنند. مشایی به عنوان یک شخص ویژه که نفوذ قابل ملاحظه ای بر رئیس جمهور دارد شناخته شده است. او چند اظهار نظر بحث برانگیز داشته. از جمله این که "ما باید ایرانیت را با اسلامیت درآمیزیم". این حرف با اصول اعتقادی محافظه کاران که خواهان اسلام ناب هستند جور در نمی آید. برخی محافظه کاران او و گروه انحرافی را کسانی می بینند که قصد دارند از دست ملایان خلاص شوند. از سوی مشایی می گوید هرگز چنین عقایدی را بیان نکرده.
شاید او درست بگوید که از این حرف ها نزده. اما یقینا دوست دارد که در جامعه چنین تصویری از او ترسیم شود.
محافظه کاران قدیمی و بسیاری از روحانیان عالی مقام سرسختانه از احمدی نژاد خواسته اند اسفندیار رحیم مشایی، این دوست قدیمی و پدر عروسش را برکنار کند. اما رئیس جمهور سرسختنانه ایستاده و قصد ندارد حساب خود را از او جدا کند.
بنابراین فشار بر احمدی نژاد از سوی حامیان دیروز او مدام رو به افزایش است. حتی جبهه پایداری هم ظاهرا حساب خود را از او جدا کرده است. با این همه برخی محافظه کاران معروف معتقدند که "این صرفا یک بازی است" و هیچ جدایی واقعی میان این دو وجود ندارد و آن دو فقط ظاهرا از هم فاصله گرفته اند.
تا حدی این حرف درست است. زیرا جبهه پایداری مایل است خود را کنار بکشد تا فشار به سمت "گروه انحرافی" برود. به این ترتیب آنها یکی دو نفر را قربانی می کنند تا قدرت را در دست خود نگاه خواهند داشت.
از سوی دیگر هیچ تفاوت عمده ای در عرصه های برنامه ای و سیاست گذاری ها ما میان "گروه انحرافی" و "جبهه پایداری" نمی بینیم. آنها اکثرا از یک نسل هستند و در طیف سنی 40 ساله تا 55 ساله می گنجند و تقریبا هیچ یک از آنان در دوران انقلاب کاره ای نبوده اند. از این جهت من به آنها محافظه کاران جدید می گویم.
کنترل پارلمان و دولت یعنی قدرت توزیع سالانه صدها میلیارد دلار پول و اختصاص حدود 20 هزار پست کلیدی. اگر شانسی برای به چنگ آوردن چنین قدرتی باقی باشد بیرون کردن گارد قدیمی انقلاب اکنون سنینی بالای 60 سال دارند ارزش جنگیدن خواهد داشت.
همین دلیل است که علیرغم این حقیقت که اصلاح طلبان را از شرکت در انتخابات محروم کنند، اما این انتخابات نرم و راحت برگزار نخواهد شد. برخورد های سخت میان گروه های حاکم قابل پیش بینی است.

اورسام: تاثیر تحولات موسوم به بهار عربی بر ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ واکنش حکومت و مردم چیست؟ رفتار مردم و نقطه نظرهای حکومت در قبال آن چگونه است؟

فرخ نگهدار: موضوع جالبی است. این روزها همه در باره این تحولات در کشورهای عربی فکر می کند. همه خواننده های روزنامه ها و بینندگان برنامه های تلویزیونی، همه مردم عادی از این تحولات استقبال می کنند و در مجموع خوشحالند. تعبیر همه این است که مردم عادی و زحمت کش، از لایه های پائینی جامعه، در کشورهای عرب صدای رساتری در حکومت ها خواهند داشت. آنها برخاسته اند که شنیده شوند، که در اداره کشور مشارکت کنند. مردم عادی این تحولات را در همه جا مثبت می بینند و قویا از آن حمایت می کنند.
اما واکنش حکومت دوگانه است. از یک طرف سرنگونی حکومت هایی را داریم که دنباله رو امریکا و اسرائیل بوده اند. این تحول از دید حکومت بسیار عالی است.
از سوی دیگر بسط و ترویج دموکراسی در این کشورها مایه نگرانی رهبران حکومت، که خود جنبش سبز با شعار "رای من کو؟" را سرکوب کردند، شده است. آنها به این نیز فکر می کنند که اعتراضات و مطالبات مشابه در ایران را چگونه مهار و سرکوب کنند. در حکومت بحث های زیادی در مورد چگونگی واکنش وجود داشته است.
یک منبع دیگر برای ترس یا اضطراب در حکومت، به علت رویدادهای سوریه وجود دارد. حکومت سوریه دنباله رو غرب نیست. آن کشور معمولا یک دوست خوب برای حکومت ایران بوده است. حکومت ایران می گوید کسانی که علیه اسد قیام کرده اند به وسیله تبلیغات غربی از راه به در شده اند که یک حکومت خوب را سرنگون کنند. حکومت ایران از حکومت اسد حمایت می کند که در مقابل مردم خودش مقاومت کند.

ازآنجا که سوریه دارای بافت قومی-مذهبی خاصی است، بهترین راه حل برای بحران سیاسی جاری بر پا داشتن نظامی است که احزاب اپوزیسیون نیز بتوانند برای کسب قدرت با احزاب دیگر حق رقابت مسالمت آمیز، از طریق شرکت در انتخاباتی آزاد و عادلانه تحت نظارت بین المللی، را داشته باشند.

اگر آقای اسد در مقابل این خواسته برحق مقاومت کند حاصلی فاجعه آمیز خواهد داشت. البته وضع در سوریه اصلا به سادگی مصر نیست. اما حاصل تن ندادن به انتخابات در نهایت سرنوشتی شبیه عراق را نصیب سوریه می کند. بافت جامعه سوریه خیلی شبیه عراق و حتی لبنان، و خیلی کم شبیه مصر و تونس است. هم از این روست که ترکیه و کشورهای غربی و حتی اسرائیل نیز روش بسیار محتاطانه تری در قبال سوریه پیش گرفته اند. درس های افغانستان و عراق به آنان آموخته است که خیلی محتاط عمل کنند و کاری نکنند که خلاء سیاسی به وجود بیاید.
اما هرگاه آقای اسد و از آن مهم تر مخالفین وی، SNC شورای ملی سوریه، نخواهند با هم حرف بزنند، آنگاه هیچ راهی برای جلوگیری از فاجعه ای که درافغانستان و عراق و لیبی شاهد آن بوده ایم باقی نخواهد ماند. در سوریه فاجعه حتی باز هم وخیم تر خواهد شد، چرا که - برخلاف عراق و افغانستان و لیبی - این بار "شورشگری" دیگر پدیده ای "محلی" نخواهند ماند.

اورسام: برخی تحلیل گران معتقدند که رئیس جمهور احمدی نژاد ونخست وزیر اردوغان طی سال های اخیر بر سر رهبری منطقه ای با هم رقابت داشته اند. حالا به نظر میرسد وضع به نفع اردوغان در حال تغییر است. در پرتو تحولات عربی شما وضع این رقابت را چگونه می بینید؟

فرخ نگهدار: اکنون روشن شده است که تحولات عربی به زیان یک طرف و به سود یک طرف دیگر بوده است. این حرف تنها حرف من نیست. در ایران عموما این طور فکر می کنند. چون که کنار رفتن دیکتاتورها اسلام گرایان افراطی را تضعیف می کند و راه را می گشاید برای اسلام معتدل و دیگر نحله های سیاسی. تحولات عربی میرود که سیستم های سیاسی را جایگزین کند که با نظام سیاسی در ترکیه شباهت های زیاد و با نظام سیاسی در ایران تفاوت های فاحش دارند.
تحولات ناشی از بهار عربی موجب گسست کشورهای عرب از غرب نخواهد شد. اما ماهیت این رابطه را تصحیح خواهد کرد.
این تحولات موجب غلبه سیاست های مستقل، که کمتر از سابق با اسرائیل و غرب همآهنگ هستند، خواهد شد؛ اما نه آنطور که به رویارویی و خصومت منتهی شوند.
به حضور القاعده در رویدادهای جاری مصر و دیگر کشورهای منطقه نگاه کنید. آنها بی نهایت ضعیف تر از چند سال پیش عمل می کنند. پذیرش افراط گرایی و حمایت از آن بشدت کاهش یافته است.
از سوی دیگر اسلام مدرن، تعابیر تجددخواهانه از اسلام، در سراسر منطقه به مراتب قوی تر از گذشته است. نفرت از غرب به شدت سابق نیست. عمدتا به این خاطر که مردم دیدند که اوباما صدای مردمی که علیه دیکتاتور غربگرا برخاسته بودند را نادیده نگرفت و از کارهای دیکتاتورها علیه مردم حمایت نکرد.

ایالات متحده هم چنین از ارتش ترکیه برای بستن راه اردوغان و حزب عدالت و توسعه استفاده نکرد. اگر آنها چنین می کردند قطعا در ترکیه هم افراطی گری، از نوع اسلامی یا غیر اسلامی، رشد می یافت.
ریگانیسم و تاتچریسم در رابطه با "بهار ایرانی" چنین عمل نکردند. درست برعکس آنها از صدام حمایت کردند و جنگ را به ایران تحمیل کردند.
هم از این روست که سیاست های مقابله جویانه و افراطی، مثل "مرگ بر امریکا"، "مرگ بر اسرائیل"، که در کشور ما به پدیده هایی غالب بدل شد، در بهار عربی پدیده ای غالب نیست. رویکرد معتدل و نسبتا دموکراتیک در عرصه سیاست های داخلی و یک سیاست مستقل فعال در عرصه سیاست خارجی به دولت فعلی ترکیه به میزان وسیعی به آن کشور کمک کرده است که در رقابت برای کسب هژمونی در منطقه از ایران پیشی بگیرد.
هم از این روست که شما می بینید که مردم از آقای اردوغان در قاهره، در تونس و در تریپولی استقبال می شود اما در این شهرها جایی برای آقای احمدی نژاد باقی نمانده است. انکار هولوکاست و انکار حق موجودیت اسرائیل، نه تنها هیچ سودی برای ایران به بار نیاورد، بلکه هیچ پژواک بزرگی هم در بهار عربی نداشت.
تمام این ها پس نشینی است و بهره گیرنده ی اصلی این پس نشینی تنها ترکیه است.
یک نکته دیگر هم مایلم یادآور شوم. همه در ایران مطلع اند که ترکیه، تحت حکومت حزب عدالت و توسعه، یک رشته سیاست هایی پیش گرفته است، که در مقایسه با حکومت های قبل از آن، ترکیه امروز نه تنها نسبت به سابق دموکراتیک تر شده، بلکه مرفه تر نیز شده است. رشد اقتصادی ترکیه در دنیای امروز از بالاترین هاست؛ رشدی بدون تورم و یا همراه با تشدید فشار اقتصادی بر اقشار زحمت کش. ترکیه قابلیت بیشتری برای تسخیر قلب و مغزهای مردم عرب دارد. مدل ترکیه از این نظر بهتر از نمونه ایرانی عمل کرده است.
به عنوان یک تحلیل گر سیاسی مایلم روی عامل تعیین کننده در موفقیت ترکیه انگشت بگذارم. چرا مدل ترکیه بهتر کار کرده است؟ زیرا جامعه ترکیه پذیرفته است که دو بخش عمده آن با هم دیگر کار کنند. بخش های سنتی تر ترکیه و بخش های مدرن تر جامعه ترکیه هر دو صدای خود را دارند و به وسیله احزاب سیاسی مورد علاقه خود نمایندگی می شوند.
نظام سیاسی در ترکیه سطح ضرور "مشارکت سیاسی" و سطح "رضایت سیاسی" ضرور را تولید و حفظ می کند. در ترکیه شکاف میان دو بخش به لحاظ فرهنگی مجزای جامعه، از نگاه من، امروز به وضوح کمتر از دورانی است که حزب جمهوریت خلق حاکم بود. تسلط بخش های سنتی تر ترکیه به حذف بخش های مدرن تر آن کشور و خفه شدن صدای آنها منجر نشده است. در ایران نه تنها مردم بخش های مدرن تر و سکولار جامعه بلکه حتی شهروندانی که از اسلام مدرن و معتدل پیروی می کردند قساوت سرکوب و حذف شدند. دهها هزار نفر در ایران اعدام یا زندانی شدند و میلیون ها نفر مجبور به ترک کشور خود شدند. بخش بزرگتر و رو به رشد شهروندان ایرانی هم امروز هنوز قانونا از مشارکت در حیات سیاسی، از حق نماینده داشتن محرومند. این گونه پس نشاندنِ سوک-آلودی traumatic هرگز در ترکیه اتفاق نیافتاده است.

اورسام: فکر می کنید آیا نیاز به نوعی گفتگو و سازش بین این دو بخش جامعه هست؟

فرخ نگهدار: البته که نیاز هست. این روند باید با گفتگو آغاز شود و به سازش بیانجامد. هر قدم پیشرفت در این مسیر نیاز به گفتگو، فهم یک دیگر، و یادگیری شیوه ی اتکاء بر ارزش های مشترک میان تجدد گرایان و سنت گرایان و یافتن شیوه تحمل یک دیگر دارد. راز اصلی موفقیت ترکیه در همگرایی دو بخش آن جامعه، بر اساس فهم بهتر یکدیگر، نهفته است. علیرغم تلاش ها در دوران اصلاحات، این اتفاق در ایران نیافتاد. ما در ایران به سوی واگرایی و تقابل بیشتر رفته ایم و این اصلا خوب نیست. این دلیل اصلی باخت ایران در رقابت منطقه ای هم هست.

اورسام: در سیاست و رفتار ترکیه در قبال اسرائیل تغییرات معین رخ داده است. این تغییرات را حکومت و شهروندان ایران چگونه می بینند؟

فرخ نگهدار: واکنش به این تغییرات در ایران خیلی جالب توجه است. در ایران دو تعبیر وجود دارد. سکولارهای افراطی و عناصر ضد اسلامی در درون و برون کشور معتقدند که این تغییرات به غلبه اسلام گرایی در ترکیه منتهی خواهد شد و برنده آن اسلام گرایی افراطی است. آنها تغییرات سیاسی در ترکیه را در سمت تبدیل شدن به یک جمهوری اسلامی شبیه ایران می بینند. آنها تصور می کنند که این تغییرات ترکیه را از یک دوست خوب برای اسرائیل به یک دشمن خطرناک برای اسرائیل و امریکا تبدیل می کند.
تعبیر دوم میان تمام سکولارهای معتدل و تمام پیروان اسلام متجدد، تمام کسانی که از راه حل های اصلاح طلبانه حمایت می کنند مشترک است. آنها باور دارند که تغییرات در سیاست های ترکیه برای شهروندان آن کشور قابل فهم تر است و با نگاه فرهنگی و ملاحاظات اقتصادی آنان سازگاری بیشتری دارد و لزوما این طور نیست که به دشمنی با اسرائیل و ایالات متحده منجر شود.

شخصا مایلم چیزی بر این طرز تلقی بیافزایم. فکر می کنم پیغامی که این چرخش در سیاست ترکیه برای اسرائیل دارد را در عبارت زیر می توان گنجاند: "عزیزان اسرائیلی! موجودیت شما و قدرت شما خیلی بیش از آنکه به حمایتی که از ایالات متحده دریافت می کنید بستگی داشته باشد، به حمایت و قدرتی بستگی دارد که شما در همین منطقه می توانید دریافت کنید. از فحوای رفتار سیاسی آقای اردوغان من به روشنی می بینم و می فهمم که او می کوشد به دولت اسرائیل بگوید که اگر شما نزد ما و نزد سایر ملل منطقه بیائید و با آنها، به جای تهدید و جنگ، همکاری کنید، شما هم امن تر خواهید بود و هم ایمن تر. کلید امنیت شما در امریکا نیست. در همکاری با ملل خاورمیانه ایست. دوستان نئوکان شما در امریکا قادر نیستند آنچه را که ما قادریم انجام دهیم برای شما انجام دهند. اگر شما به ما و دیگر ملت های منطقه مراجعه کنید و به آنها اعتماد کنید بیش از آنچه شما از امریکا به دست می آورید از آنها به بدست خواهید آورد. اگر شما از راه دیگر بروید آن را پایانش بی تردید انتفاضه های بیشتر، مقابله جویی بیشتر است، مشکلات امنیتی بیشتر، تهدید بیشتر، جنگ بیشتر و نکبت بیشتر است.
این خوانش من است از پیغامی که آقای اردوغان برای همپایان اسرائیلی خود می فرستد. این پیغام به نظر من خصمانه و مقابله جویانه نیست. این پیغام از نگاه من مدبرانه و دورنگرانه است.
می پرسید دلیلم چیست؟ می گویم چون ترکیه تنها کشوری است که وسیعا می تواند نقش پیش برنده در زمینه گسترش بازارها و بهره گیری از منابع انسانی و طبیعی در حاشیه شرقی و جنوبی دریای مدیترانه ایفا کند؛ منطقه ای که زمانی در دوره های گذشته هم قلمرو امپراطوری عثمانی بوده است.
ترکیه، نه تنها به لحاظ پیوندهای فرهنگی، دینی و تاریخی اش با کشورهای این منطقه، نامزد مناسبی برای بر عهده گرفتن نقش پیش برنده است، بلکه، از آن مهم تر به دلیل اقتصاد سریعا رشد یابنده اش به اندازه کافی توان بر عهده گرفتن این نقش را نیز داراست.
بریتانیا، ایالات متحده یا فرانسه، علیرغم نقش تاریخی شان در منطقه، مناسب ترین نامزدها نیستند. ایران اگر بخواهد سهم خود را داشته باشد باید تغییرات عمده ای را که در ترکیه اتفاق افتاده است را باید در درون خود پذیرا باشد. انتگراسیونِ (همگرایی، اجماع) دو پاره ی جامعه ی ایرانی هم غرور و هم خوش بینی نیرومندی می تواند خلق کند که آنان را نیز در گشایش منابع بکر و بازارهای نوبنیاد در منطقه توانمند سازد؛ توانی که قدرت های قدیمی استعمارگر هرگز توان بسیج و بهره گیری از آن را نتوانستند به دست آورند.

اورسام: آیا شما امیدوارید که چرخشی در مشی سیاسی ایران رخ دهد؟

فرخ نگهدار: نه واقعا. ایران همین الان آماده چنین چرخشی در مشی سیاسی خود نیست. اراده سیاسی در کشور ما هم چنان تقسیم شده، پاره پاره و مقابله جویانه است. چنین اراده ای وقتی یک پارچه و توانمند می شود که انتگراسیون سیاسی و اجتماعی رو به گسترش رود. چنین انتگراسیونی اکنون در ایران اتفاق نیافتاده است. این انتگراسیون تنها از طریق برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه امکان پذیر است. هیچ جایگزینی برای انتخابات آزاد تا امروز در طول تاریخ شناخته نشده است. این اجماع را نمی توان از بیرون بر کشور تحمیل کرد. این کار حتی از عهده ابرقدرت ها هم ساخته نیست. این کار از طریق اعمال فشار و زور از بالا انجام نخواهد شد. منظورم این است که نه مدل عراق یا افغانستان یا لیبی در ایران کار برد دارد و نه آتاتورکیسم یا پهلوی گرایی راهی پیش پای ما می گستراند.
هیچ راهی نیست جز آنکه به خود مردم مراجعه و اوراق رای آنها صادقانه شمرده شود. اما ما ایرانیان هنوز تا انتخابات آزاد کمی فاصله داریم. آری. فقط کمی. من حالا 65 ساله ام. اما یقین دارم که نسل من شاهد روزهایی خواهد بود ورقه رای از نو در ایران اهیمت پیدا خواهد کرد و به درستی شمرده خواهد شد و همه هم آمادگی خواهند یافت که نتایج آن را بپذیرند.
ما دقیقا نمی دانیم که موج تغییر چه زمانی به ایران خواهد رسید. اما دقیقا می دانیم که هر کس که خواهان آنست که این تغییر زودتر رخ دهد باید بکوشد که یک جنبش وسیعی شکل گیرد که هر دو بخشِ عرف گرایان و اسلام گرایان معتدل را در کنار هم قرار می دهد و افراط گرایی را در هر دو سو به حاشیه میراند.
اورسام: آقای نگهدار تشکر بسیار به خاطر توضیحات شما.

---------------------------------------------------------------------
این مصاحبه توسط پروفسور دکتر مهمت شاهین، مشاور اورسام، و عضو هیات علمی دانشگاه قاضی و دکتر بهار صنم چویک در ماه اکتبر 2011 انجام شده است. نسخه های انگلیسی و ترکی این مصاحبه در سایت اورسام موجود است.
http://www.orsam.org.tr/en/showArticle.aspx?ID=864

ORSAM یک موسسه پژوهشی در مسایل سیاست خارجی در خاورمیانه است که برای نهادهای ذینفع در ترکیه تحلیل، گزارش و توصیه های سیاست گذاری تهیه می کند. اطلاعات در باره اورسام و دیدگاههای عمومی آن در سایت این موسسه قابل دسترسی است. Bookmark and Share

©negahdar.info