10 11 2012  |  موضوع: یادداشت  |  محل انتشار:  |  نسخه چاپ  

منابع مالی و مبارزه برای دموکراسی




فعالیت سیاسی در هر صورت مستلزم هزینه است. تشکل های سیاسی و افراد برای مسافرت ها، تامین محل گردهمآیی ها، هزینه اقامت و تجهیزات باید بودجه داشته باشند. سوال مهم این است که این هزینه ها چگونه باید تامین شود.
تشکیلات فدائیان خلق ایران، که من عضو یکی از گروه های بنیان گذار آن بوده ام در سال های قبل از انقلاب از طریق «مصادره» بانکها، یا «سرمایه داران» و نیز از طریق جمع آوری کمک مالی از علاقه مندان هزینه فعالیت خود را تامین می کرد. سازمان مجاهدین خلق نیز چنین بود.
در سال های پس از انقلاب تا زمانی که سازمان فدائیان در ایران فعالیت داشت هزینه های آن اساسا از طریق کمک مالی هواداران و بعدا از طریق جمع آوری حق عضویت تامین می شد. در آن زمان سازمان با حدود ۲۰ هزار عضو در داخل کشور فعالیت نیمه مخفی-نیمه علنی داشت.
با خروج دستگاه رهبری سازمان ما از کشور در سال ۶۲ بحث هایی در باره خط مشی سیاسی سازمان در گرفت و نظر غالب این شد که گذار مسالمت آمیز منتفی است و راه جز مبارزه برای سرنگونی رژیم باقی نیست و در این راه می توان از کمک احزاب برادر نیز برخوردار شد. از پی این تغییر خط مشی اخذ کمک مالی از آن احزاب مجاز شناخته شد. این نگاه به سازمان های چپ منحصر نبود. جریان های علاقه مند به احیای نظام سابق، طیف بزرگی از میراث داران نهضت ملی که حالا حول نهضت مقاومت گرد آمده بودند، سازمان مجاهدین خلق و شورای مقاومت ملی، گروه های قومی و دیگران همه چنان اعتقادی داشتند.
با فروپاشی سوسیالیسم و پوچ شدن تصورات غالب بر سازمان در باره آن، به خصوص با پیدایی جنبش دوم خرداد و سمت گیری فعالین سازمان به سوی خط مشی مسالمت آمیز متکی بر منابع داخلی و جامعه مدنی، به تدریج نقطه نظرها در باره راه های مجاز تامین منابع مالی تغییر کرد. نظر عموم رفقای من این شد که مبارزان سیاسی باید خود هزینه فعالیت خود را تامین کنند و موجودیت سازمان و فعالیت آن نباید متکی بر حمایت دیگران باشد. حدود بیست سال است که سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) صرفا از طریق جمع آوری حق عضویت و گاه کمک مالی داوطلبانه هواداران ادامه حیات می دهد. سال هاست که دستگاه رهبری این سازمان خود را موظف می داند به اعضای خود گزارش گردش امور مالی و روند آن را کاملا شفاف سازد.
سازمان های دیگر، مثل سازمان مجاهدین، که به راه مسالمت آمیز و متکی بر منابع مدنی نگرویدند، در باره منابع تامین پول و امکانات برای فعالیت های خود توضیح رسمی نداده اند و ارقام مربوط به منابع درآمد و هزینه های آنان در اختیار اعضاء یا جامعه قرار داده نمی شود.
از دو سه سال پیش به این سو، به خصوص از زمانی که مساله نشست های نیروهای وابسته به اپوزیسیون ایرانی در خارج کشور پیش آمده، مساله چگونگی تامین منابع مالی برای فراخواندن این نشست ها، موضوع تامین منابع مالی برای تاسیس یک رسانه تصویری برای این تشکل های سیاسی موجود، و دیگر هزینه های جاری موضوع مورد توجه محافل سیاسی است.
استدلال های موافق و مخالف در این زمینه هر دو قابل توجه است. یک بحث این است که وقتی همه حکومت ها، از جملهحکومت جمهوری اسلامی، برای تقویت فعالیت احزاب و نیروهای سیاسی طرفدار خود در کشورهای دیگر هزینه می کنند این بی تدبیری است که یک سازمان سیاسی جدی که ادعای جانشینی دارد تصور کند که نباید از منابع دیگر قدرت ها بهره گیری کند. بحث مقابل این است که دریافت پول از سایر قدرت ها استقلال دریافت کننده را منتفی و آن نیرو را عملا به حربه آن دولت برای مقابله با ایران تبدیل می کند.
بحث این که نیروهایی که برای سرنگونی نظام مبارزه می کنند، آیا مجازند به منابع مالی خارجی متکی شوند بحثی است که می تواند توسط مخالفان و موافقان آن ادامه یابد. اما در مورد نیروهایی که برای اصلاح امور در جمهوری اسلامی ایران تلاش می کنند بحث دیگری است. به اعتقاد من نیروهایی که می خواهند بر جامعه مدنی و رای شهروندان در جامعه خود تغییر به وجود آورند نه مجازند و نه می توانند برای تداوم فعالیت سیاسی خود بر منابع مالی که دولت های مخالف ایران تکیه کنند. چنین کاری علیه خط مشی سیاسی آنها و به زیان اهدافی است که در پیش دارند.
جنبش مدنی جنبشی است متکی بر همت شهروندان و تا وقتی زنده است که شمار کسانی که خواهان پیگیری آن آرمان هستند در میدان باشند. جنبش مدنی را نمی توان با پول و اسلحه و امکانات دیگر پدید آورد و تقویت کرد. اتکای رهبران جنبش های مدنی باید بر منابعی باشد که شهروندان حامی آن جنبش تولید می کنند. این منابع نمی تواند ونباید شفاف نباشد و اگر شفاف نباشد عین فساد و مایه انفجار است.
اتحاد جمهوری خواهان ایران از بدو تاسیس تا کنون اکیدا ضرورت دانسته است که از هیچ منبعی جز حمایت مالی شهروندان ایرانی از هیچ منبع دیگری برای تامین امکانات خود بهره نگیرد. هزینه فعالیت و سفرهای اعضای این تشکل همه توسط خود آنان تامین می شود. عملکرد مالی اتحاد جمهوری خواهان ایران کاملا شفاف است.
چگونگی تامین منابع مالی هر تشکل سیاسی و حد شفافیت آن یکی از مهم ترین ملاک های سنجش برای شناخت مشی سیاسی و اهداف واقعی هر تشکل سیاسی است. نیروهایی که برای تقویت قدرت جامعه مدنی در برابر قدرت حکومتی تلاش می کنند، نمی توانند منابع مالی غیر شفاف و غیرمتکی بر حمایت شهروندی داشته باشند و چنانچه داشته باشند در پیرامون خود این سوال را تولید می کنند که آیا آنها واقعا برای دموکراسی بیشتر اهمیت قائلند یا برای کسب قدرت.





Bookmark and Share
©negahdar.info