در رثای مادر لطفی

11.02.19 | فرخ نگهدار


مظهر امید و ایستادگی، نماد مهر و دوستی، مادر فروغ ساعاتي پيش در تهران ما را ترک کرد و لبخند دلنشین اش بر ضمیر همه فداییان خلق، همه دوستداران صداقت و مهر، جاودانه شد.

اگر برای نسل مبارزان سال های قبل و بعد از انقلاب، رفیق انوشیروان لطفی، نماد شجاعت و ایثار و صداقت بود، مادر فروغ همان نماد انوش بود با قلبی گشاده بروی هر کس که داغ و درفش حاکمان ستمگر بر جسم و جانش خلیده بود.
از نخستین سال های دهه 60، که موج بازداشت و اعدام دگراندیشان برخاست، به پیشگامی خانم لطفی خانواده زندانیان سیاسی و جان باختگان گرد هم آمدند که به هم تکیه کنند و در کشیدن بارِ درد همدیگر را یاری دهند. همین هفته پیش بود که هموندان در کنار بستر مادر لطفی با او دیدار تازه کردند. و آخرین بار بود.
در این 50 سال، سالی نبود که حضور گرم و پر مهر مادر فروغ تسلی بخش جگر سوختگان از ظلم استبداد نبوده باشد.
او بی هیچ واهمه و ترسی از گزمگان پیشاپیش مادران خاوران گلزار خاوران را گل باران کرد و در هر سالگردی که شمعی به یاد رفیق جان باخته ای روشن بود صدای سرود مادر فروغ بدرقه راهش بود.
هر بار که خانم لطفی به خارج کشور آمد به هر شهری که رفت جمع شیفتگان به دیدارش شتافتند.
و برای من این فرصت در اردیبهشت 1393 (آوریل 2014) فراهم شد که برای دیدار او به پاریس سفر کنم و در خانه رفیق قدیم اسماعیل ختایی ساعاتی با او دل پر امید کنم و شب را هم با او در جمع دیگر مشتاقانی که از جای جای اروپا به دیدارش شتافته بودند از کلامش خرمن مهر برگیرم. در آن جمع مادر لطفی برای ما دو دقیقه صحبت کرد. دو دقیقه ای که از یک دنیا شور و امید و عشق لبریز است.
و در این 5 ساله من هر زمان که دلتنگش شدم این ویدئوی کوتاه را یک بار دیگر دیدم پس آنگاه قطره های صدای جانبخشش را از راه تلفن به کام دل ریختم.
یادش ماندگار، تا همیشه.
https://www.facebook.com/Farrokh1946/videos/608797152530545/